بوسه از خدای پاك
امید وارم آنگونه که اگر یک نفر به بهشت رود آن منم و بیمناکم آنگونه که اگر یک نفر به جهنم رود آن منم
یکشنبه 30 مهر 1396 :: نویسنده : م باران
اینجا رادیو ارتش آلمان  و من گزارش امروز جنگ را به سمع مردم آلمان می رسانم. ساعاتی پیش یک فروند از هواپیماهای مهاجم سقوط کرد. لازم به ذکر است که خلبان یکی از این هواپیماها........
افسرجوانی که گزارشگر این اخبار بود ناگهان سکوت کرد.مردمی که صدای رادیو را می شنیدند بسیار کنجکاو شدند لحظاتی بعد صدای هق هق گریه گزارشگر شنیده میشد. همه نگران شدندچه اتفاقی افتاده...
لحظاتی بعد گزارشگر ادامه داد:
"..... خلبان یکی از این هواپیماها، آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده شهیر و خالق داستان شازده کوچولو بود."
ناگهان آلمان ساکت شد. کسی چیزی نمی گفت. بهت درچهره ها مشهود بود. بعضی آرام آرام اشک می ریختند.
اگزوپری خلبان دشمن بود ولی از هر هموطنی نزدیکتر بود. چیزی فراتر از یک دوست بود. با شازده کوچولو در قلب همه جاگرفته بود. آن روز هیچکس در آلمان خوشحال نبود حتا آدولف هیتلر از مرگ اگزوپری متاثر شد. پایانی غیرمعمول برای یک داستان نویس جهانی......
حکایت زندگی آنتوان و اثرش تا ابد در خاطر انسانها باقی خواهد ماند.نویسنده باید اثرش در اوج زیبایی و تاثیر گذاری سیر کند تا در طول حیات حتی کوتاهش همچون اگزوپری جهانی شود. این خاصه ی ادبیات است که دوست و دشمن را بر مزار ادیبی جهان وطن جمع میکند تا به یاد او تعمق کنند. ادیبی با روحی پاک و منزه در کنار کودکانی بودکه هنوز طعم تلخ گناه را نچشیده بودند و تمام دغدغه ی اگزوپری آن بود چیزی به آنها بیاموزد که شاید بتوانند به سبب آن در بزرگسالی نیز پاک بمانند.
گروههای نجات نتوانستندهواپیمای اگزوپری را پیدا کنند. کسی نمیدانست چه اتفاقی در آخرین لحظات برای او افتاد.بعد چند سال یک گروه تجسس موفق شد لاشه هواپیمای اگزوپری را در دریا پیدا کند...
داستانهای اگزوپری به ویژه شازده کوچولو آنقدر قوی بود که او را در طی حیاتش به نویسنده ای جهانی تبدیل کند. اما شاید مرگ قهرمانانه او اعتبارش را میان اروپاییان بیشتر کرد. او برای مردمش وارتش متفقین یک قهرمان و برای مردم آلمان یک دلاور شدو در زمانی که همه فلاسفه و نویسندگان اروپا به جستجوی چیستی انسان پرداخته بودند او انسان را از نو تعریف کرد...
ماجرای اعلام مرگ او شنیدنی است اما عجیب ترین قسمت این ماجرا گزارشگر رادیو آلمان بود؛ افسر جوانی که با گریه و هق هق مرگ اگزوپری را اعلام کرد مترجم شازده کوچولو به زبان آلمانی بود.......
روحش شاد...
هنر واقعی حکومت بر قلبهاست...
همیشه دشمنان یک هنرمند واقعی به دوستان ویا دوستدانش بدل میشوند...






نوع مطلب : کتاب، خدا، خاطرات تلخ(خاطرات شما کاربران عزیز)، 
برچسب ها : شازده کوچولو، عشق،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :