بوسه از خدای پاك
امید وارم آنگونه که اگر یک نفر به بهشت رود آن منم و بیمناکم آنگونه که اگر یک نفر به جهنم رود آن منم
دوشنبه 22 دی 1393 :: نویسنده : م باران

وقتی تو نماز می خوانی خداوند طوری به تو توجه می کند که گویی فقط یک بنده دارد

ولی تو طوری نماز می خوانی که انگار چند خدا داری.



http://www.doraneoo.blogfa.com/





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، عشق خدا، خدا و من، من و خدا،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 مهر 1393 :: نویسنده : م باران



منبع:takrim.blogfa.com




نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، عشق، من و خدا، خدا و من، عشق خدا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 تیر 1391 :: نویسنده : م باران
 ذلك الكتاب لا ریب فیه
در میان تاریكی، دلهره ها میگیرند نفس باران را و باران به دنبال آرامش در این میدان جادو شده و جادو سحر میكند عقل و روان را، بگو به كجا پناه ببرم الا به امن ترین نقطه، به پاك ترین احساس، به روشن ترین آغاز و به راست ترین پایان
و اثبات میكند حقیقت، وجود هر حقیقت را ای حقیقت مطلق
و ایمان دارم به حقیقت بودن كلام پر مهر و عشق تو






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، اعتماد، حقیقت، حقیقت بزرگ، خدا و من،
لینک های مرتبط :
جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : م باران


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

 در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند
.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.
عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند
...
gameover2010.blogfa.com




نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، خدا و من، عشق خدا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : م باران

آیا کلبه شماهم در حال سوختن است؟

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

alyasen.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، عاشق خدا، خدا و من، خدایا دوستت دارم،
لینک های مرتبط :
          

    

واصبرو  ان الله مع الصابرین (انفال آیه 46)

و تحمل خواهم کرد سختی ها را و درد ها را به خاطر تو که گفتی با تو ام.






نوع مطلب : خاطرات تلخ(خاطرات شما کاربران عزیز)، 
برچسب ها : خدا، صبر، سختی، فقر، عشق، من و خدا، خدا و من،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 آبان 1390 :: نویسنده : م باران

خوابیده بودم؛ در خواب کتاب گذشته ام را باز کردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ به برگ مرور کردم. به هر روزی که نگاه می کردم، در کنارش دو جفت جای پا بود. یکی مال من و یکی مال خدا. جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم. خاطرات خوب، خاطرات بد، زیباییها، لبخندها، شیرینیها، مصیبت ها، … همه و همه را می دیدم؛ اما دیدم در کنار بعضی برگها فقط یک جفت جای پا است. نگاه کردم، همه سخت ترین روزهای زندگی ام بودند. روزهایی همراه با تلخی ها، ترس ها، درد ها، بیچارگی ها..............ادامه مطلب


 

ادامه مطلب


نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، من و خدا، خدا و من، درد و دل با خدا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 مهر 1390 :: نویسنده : م باران
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : م باران
سلام نازنین خدای من
و چه آسان از پرده ی غیب کاری میکنی با مهربانی و من با طغیان با آنکه نمیدانم دلیل آن را به تو مهربان ترین موجود هستی میگویم که : چرا با من اینگونه کردی؟ و من نمیدانم دلیل تو را ای مهربان من، و وقتی تو دلیل کارت را مینمایانی به من، من با بی اعتنایی و با بی شرمی توجه ای نمیکنم به دلیل آن کار مبهم دیروز و علت روشن امروز.
و من........ و من باز امروز و فردا و فرداها باز به تو شکوه میکنم که چرا اینگونه کردی؟!!!!!
و تو چه آسان عاشقم هستی و من چه سخت میفهمم عشقمان را ای نازنین خدای باران

قربانت م.باران






نوع مطلب : خدا، داستان های کوتاه بسیار متاثر کننده اما درس ده، هر چه میخواهد دل تنگت بگو(کاربر گرامی در قسمت ثبت نظر هر چه تو دلت داری بگو به عنوان مطلب تو وبلاگم میذارم ممنونتم)، 
برچسب ها : حرف دلم به خدا، حرف دلت به خدا، نامه ای به خدا، نامه ی باران به خدا، خدا و من، خدا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : م باران
بهترین مكان برای یافتن پروردگار، باغ وجودت است. می توانی او را در آنجا جستجو كنی.((جرج برنارد شاو))
باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم، در هر كاری او را بینا دانسته و باور كنیم كه روزی دهِ مختار، اوست.((بزرگمهر))
من عاشق پروردگار هستم. زمانی كه آغاز به شناخت خدا كنید، او را زیباترین و مهربان ترین خواهید یافت.((جین راسل))
هر نامی كه بر او بگذارید، مهم نیست؛ او كسی‌ست كه بیشترین آرامش را در میان شدیدترین شعله‌ها به آدمی می‌دهد؛ او همان پروردگار است.((گاندی))
بدانید! كه پروردگار تو، ستایش را دوست دارد (زیرا استحقاق پرستش و ستایش را دارد.)((حضرت محمد (ص)))
ای فرزند آدم! (‌انسان)‌ مطیع پروردگار خود باش تا عاقل نامیده شوی و نافرمانی او مكن (‌كه در این صورت) تو را نادان می‌‌نامند.((حضرت محمد (ص)))
در سكوت گوش فرا ده، چون اگر دلت پر از چیزهای دیگر باشد نمی توانی صدایآفریدگار را بشنوی.((مادر ترزا))
و خدا تنها کسی است که ما را میفهمد و میخواهد که او را بفهمیم((م.باران))





نوع مطلب : با بزرگان(درس های بزرگ)، خدا، 
برچسب ها : خدا، پروردگار، خدا کیست؟، خدا و من، خدا و عشق، شناخت خدا،
لینک های مرتبط :
خانم و آقایان عشق فقط اینیه که باران میگه نه هیچ چیز دیگه حالا شما روش فکر کن بی اعتنا رد نشو مهمه بدونش تا....

عشق زیباترین نعمتی است که به انسان داده شده است

اما...

اگر پاک باشد مانند کودکی هایتان.

ولی شما کودک نیستید.

پس اگر می خواهید عاشق شوید کودک شوید.

منظورم رفتار کودکانه نیست.

فکر وقلبتان را کودک کنید.

شاید بگویید عشق من پاک است.

چون شما تازه عاشق شده اید.

و عشقتان در دوران کودکی قرار دارد.

وقتی که زمان سن عشقتان را بالا می برد.

او((عشق)) دیگر کودک نیست.

و مانند قدیم ها دیگر پاک نیست.

اکنون دیگر نام آن عشق نیست.

 نام آن هوس است.

و وقتی به حرف های هوس گوش می دهید.

می فهمید...

که روز به روز زندگی جای خود را به مردگی میدهد.

دیگر یارتان توجهی به حرف های شما ندارد.

و به حرف های هوسش توجه می کند.

و متوجه می شوید که...

یار قدیمی مانند قدیم ها نیست.

او دیگر شما را به خاطر خودتان دوست ندارد.

و او از شما خواهد خواست که پاکی خود را از دست دهید.

شما فکر خواهید کرد که یار شما با وفاست.

و شما با او موافقت خواهید کرد.

و یا......

و پاکی خود را به خاطر یار مهربانتان از دست می دهید.

او مهربان نیست.

یار بی وفا شما را ترک خواهد کرد.

یا...........

شما نا پاک خواهید بود...

و یا خود را قربانی عشق ناپاک خواهید کرد...

و یا...

پس اگر کودک نیستید عاشق نشوید.

پس عشق پاکتان را با گذراندن زمان مسن نکنید زیرا هوس باز خواهد شد.

همیشه بدانید عاشق واقعی کس دیگری و جای دیگری است.

پس لطفا در زمین به دنبال آن نازنین نباشید!!!!!!!!!!!

م.باران

 





نوع مطلب : هر چه میخواهد دل تنگت بگو(کاربر گرامی در قسمت ثبت نظر هر چه تو دلت داری بگو به عنوان مطلب تو وبلاگم میذارم ممنونتم)، کمک به دوستان کنکوری خودم(جزوه و....)، با بزرگان(درس های بزرگ)، خاطرات تلخ(خاطرات شما کاربران عزیز)، خدا، داستان های کوتاه بسیار متاثر کننده اما درس ده، 
برچسب ها : عشق واقعی، عشق که میگن چیه؟، عشق، عشق یا کشک، عشق و حقیقت، حقیقت تلخ، خدا و عشق، خدا و من، من و تو، داستان ما،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :